خلاصه کتاب
قسمت 1
به نظرم گاهی بی خیالی باعث می شه راحت تر زندگی کنی باعث می شه برات مهم نباشه چقدر چاقی یا لاغری برات مهم نباشه همه بهت احترام بذارن و مورد تایید باشی یا نادیده بگیرنت لازم نیست همیشه به همه جواب پس بدی لازم نیست به همه چیز به همه کس اعتنا کنید.
موضوع عجیبی است که این روزا دارم کم کم متوجهش می شم هرچقدر تلاش کنی که محبوب تر باشی و جوری رفتار کنی که از بیرون همه دوست داشته باشن انگار از درون تنها و تنهاتر می شی انگار آروم و آروم تبدیل به دو شخصیت می شی یکی اونی که خودش رو به همه نشون می ده با اعتماد به نفس لبخند می زند و قوی به نظر می رسه و دیگری اونی که در تنهایی خودش رو بغل می کنه و زخم هاش رو می شماره انگار حد وسطی بین این دو وجود ندارد.
بیرون هر چی سر و صدا بیشتر باشه انگار قلبت از درون با بغض نفس گیر ساکت تره انگار هرچی بیشتر به صداهای گمراه کننده ی بیرونی گوش بسپاری کمتر صدای درونت به گوش می رسه . ممنونم پنگوئنها ممنونم که بهم یاد دادید بی خیالی می تونه حس فوق العاده ای باشه.
ولی اینجا فهمیدم دوست داشتن از درک شدن هم مهمتره حتی برای یک روز حتی برای یک لحظه مثل زندگی می مونه.
کتاب : سفر کوانتومی وال تنها
اثر : ایمان سرورپور
📍 خلاصه کتاب 📍 قسمت 2
این یکی از مهم ترین چیزهایی بود که فهمیدم دروغ صرف
نظر از اتفاقی که در جهان بیرونی رقم می زنه آرامش رو
از جهانت می دزده هرچی دروغ بزرگ تر و بیشتر از دست
رفتن آرامش هم بیشتر و عمیق تر راست ترین جمله
جهان اینه که تمام جهان در توست.
هر روز خودم درون خودم اشتباهم اشتباهم را تازه نگه
می داشتم مثل یک زخم که اجازه نمی دی زمان خوبش
کنه شروع می کنی باهاش ور رفتن و عمیق و عمیق
ترش می کنی حالا دیگه صدای خرچنگ ها نبود که با
آهنگی منظم دروغگو خطابم کنه حالا خودم گاه با تحکم
گاه پوزخند و گاه عصبانیت می پرسیدم چطوری دروغگو
اما گاهی یک صدای آبی لاجوردی در درونم می گفت بس
کن حبس ابد تمومه تو آزادی اشتباه کردی پذیرفتی بهاش
رو بیشتر از هر چیزی که باید دادی و حالا باید زندگی را
شروع کنی به سفرت ادامه بده این تجربه فوق العاده ای بود.
📚 کتاب : سفر کوانتومی وال تنها
📝 اثر : ایمان سرورپور
